خرید بک لینک
زندگی شاید مثل دریا / اقبانوس می مونه!

برا یه عده یه سفر بی دردسر و امن و لذت بخشه که دیدن پرواز مرغهای دریایی از رو عرشه ی کشتی براشون تکراری شده و دلزده شون میکنه.

برا یه عده ای یک ماجرای پر از تنش و دلهره ، پر از ترس کوسه و نهنگ و دزد دربایی، پر از گرداب و توفان، پر از احساس وارونگی قایق !

گاهی توفان وحشتناکی رو پشت سر میگذاره و با تن زخمی و روح داغون زنده می مونه، اما هنوز ساحلی به چشم نمیخوره و برا خودش و قایقش رمق زیادی نمونده

گاهی زندگی شبیه روزگار گذراندن روی یک قایق شکسته است، حالا گیرم که هوا خوب است و ابرها زیبایند و خورشید می درخشد!

و مسافر اون قایق شکسته فقط به این فکر میکنه گیرم ساحلی هست، گیرم ساحلی که هست، امن و زیبا هم هست ، به این همه دردسر، به این همه زخم، به این همه تقلّا می ارزید؟!

_________

پازل :

_ دریا همیشه آرام نیست.

_سالهاست زنده ایم، کاش مجالی برای زندگی بود ... زندگی نه زنده گی !

_ باورم اینه توفان با مثبت اندیشی آرام نمیشه و موقع حمله ی کوسه ها و دزدهای دربایی هر دعایی، چیزی جز " زر مفت " به حساب نمیاد. باز شما هر جور صلاح میدونین.

_ عنوان؛ بریده ای از شعر زندگی/ هوشنگ ابتهاج

برچسب: جهان چو آبگینه شکسته ای است,جهان چو آبگینه ی شکسته ایست,جهان چو آبگینه,چه فکر میکنی جهان چو آبگینه, نویسنده: نیکی پاکدل تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 16:25

صفحه بندی