خرید بک لینک

سکوت رو به عنوان آخرین سنگر، قبول نداشتم

برای من آخرین سنگر"نوشتن" بود و مدتهای زیادی رو توو سنگرم خزیده بودم و مینوشتم

همیشه از ف.یس بو.ک متنفر بودم و هستم ....نوشتم و برای جمع کردن مشتی لایک و اندکی فالوئر پای حرفهایم را به ف.یس ب .و ک نفرت انگیز کشاندند.

نوشتم و حرفهایم را دزدیدند و ... درنهایت همانها که حرفهایم را دزدیدند و در شبکه های اجتماعی چوب حراج زدند و در اعتراض انگ دزدی به خودم زده شد! چون اینجا ایران است و هنر نزد ایرانیان است و بس !

نوشتم و کسی حرفهایم را به خودش گرفت وبرای انتقام!!! لشکرکشی کرد و قصه ای به خورد یارانش داد که هیچ جوره برام قابل هضم نیست!

نوشتم و کسی فقط به صرف نوشته ها، بی آنکه منو ببینه عاشقم شد!

نوشتم و کسی فقط به صرف نوشته ها،بی آنکه بدی ای از من ببینه ازم متنفر شد

ای تف به هر چه اشتباه و برداشت اشتباه است... لعنت به هر چه دزد

این روزها دلم نوشتن میخواد ... از اون نوشتن های مسلسل وار به سبک خودم

مدتها پیش مینوشتم روی کاغذ و قبل از تمام شدن مچاله میشد و به حافظه ی سطل زباله حواله میکردم

یا توو ورد مینوشتم و جایی در دل لپتاپ ذخیره میشد

یا در کنج " ثبت موقت " وبلاگ کز میکردند و بیصدا می ماندند.

این روزها دیگه انگار دست و دلم به نوشتن نمیره

انگار باید قبول کنم که نوشتن آخرین سنگر نیست !

حالا با وجود تمام مقاومتهام،انگار باید تسلیم بشم و با داریوش بخوونم

آخرین سنگر سکوته، حق ما گرفتنی نیست ...

_________________

پازل :

- آخرین سنگر سکوته

خیلی حرفا گفتنی نیست.

- کاش یکی بود که بی نیاز به هیچ حرفی، بدون هدر دادن کلمه ای من را میفهمید، او را میفهمیدم.

من را درست میفهمید ... که خسته ام از سوبرداشتها، از فهمیده شدنهای اشتباه ... من را درست میفهمید که متنفرم از اینکه بدی کنم و خوب فرضم کنند، خوبی کنم و بدجنس تعبیرم کنند

- اصلا بی خیال فهمیده شدن، کاش کسی کاری به کارم نداشته باشد

که اینجا عاشقیهاشون هم همون قدر عذاب آوره که لشکرکشی هاشون برای انتقام!

- گاهی چقـ ـ ـ ـ ــــدر حرف دلم را نمیزنم!

برچسب: نویسنده: نیکی پاکدل تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 8:12

صفحه بندی