
مردمان عجیبی هستیم، نمیدونم بعدها در تاریخ در مورد ما مردمان عجیب چه ها خواهند نوشت، حقیقت یا مثل خیلی از قصه های تاریخ، دروغ های بازسازی شده؟ _ کودکی و جوانیمان رو دزدیدند و هیچ کداممان هیچ نگفتیم، آ...
ادامه مطلب
از بی اهمیت ترین پیگیری ها تا بزرگترین مشغله هاشون تا جایی که در توانم بوده، سعی کردم کنارشون باشم و سرشون هیچ منتی نیستامروز هر سه رفتیم یه یه مرکز درمانی، ترجیح دادم اول کار اونا انجام بشه، که خیا...
ادامه مطلب
از یه جایی به بعددلتنگی چیزی شبیه جنس های بنجل بساط دست فروشیها به نظر می آیدچیزی که شایدوقتی بچه بودیبرای داشتنش دلت غنج میرفت حالا بدون نیم نگاهی حتا، از کنارشرد میشویو اگر روزی پای بساط دستفر...
ادامه مطلب
مدتهاست به خیلی چیزها شک دارم، به تمام دعاها ،به خیلی از جملات قشنگ دهن پرکن کتابهای خوب و خیلی از ضرب المثلهای ایرانی! دروغهایی در قالب جملات قشنگ با احساساتی قشنگتر: مال حلال رو نمیشه دزدید. پول حلال رو نمیشه خورد حق به حقدار میرسه تو با خدا باش، خدا با توئه از محبت خارها گل میشود بیگناه تا پای دار میره اما سرشبالای دار نمیره دروغگو دشمن خداست از هر دست بدی، از همون دست میگیری تو نیکی میکن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز من که مدتهاست زیادی واقع بین شدم و به خودم حق میدم به همه ی دعاهایی که در حقم میشه پوزخند بزنم و به عنوان کسی که دعاهای خیر زیادی پشت سرشه بگم که: تمام د...
ادامه مطلب
هشدار : این یک متن حوصله سر بر استو درقسمتهایی اعصاب خردکن! اینایی کهنوشتمآرزو که نیست ولی یک خیالِ قشنگ برا خودم دارم که احتمال99/99 درصدبا خودم به گور خواهم برد ولی دوست داشتم این خیال فانتزی ام رو اینجا بنویسم.خیال من از این قرار است : فرض میکنم که من نفر اول کشورم انتخاب شدم!بعد از انجام تشریفات لازم طی یک سخنرانی اهداف آینده و برنامه های خودم رو به سمع و نظرشون میرسونم و شفاف سازی میکنم که هدف ساختنِ ایرانی نوین با فرهنگِ واقعی و قابل افتخاره و.. و... و... بعد از اینکه چند روز فرصت میدم بهشون تا حرفهای منو هضم کنند و نقّادان انتقادهای اکثراً چرت و بعضی وقتها سازنده شون رو ار...
ادامه مطلب
از یک جایی به بعد آدم دیگر دلتنگی اش را داد نمی زند، دلتنگی اش را با خودش به هر جا نمی برددلتنگی اش را به غریبه ها نه ، به دوستانش هم نشان نمی دهد.جایی دور از چشم پنهانش می کند و گاهی فقط وقتی که تنهاست به سراغش می روددستی به سر و رویِ دلتنگی اشمیکشد، بغلش میکند، شاید با بغض شعری برایش بخواند یا با اشک لالایی ای ...و دوباره آرام پنهانش میکند؛همان گوشه ی دنجِ دور از دیگرانتا دیگر کسی به سرش نزندبرای باجگیری، دلتنگی اش را گروگان بگیرد!...
ادامه مطلب
هیچوقت آدم مذهبی ای نبوده ام ، اما تا چند سال پیش باورهای قلبی و اعتقادات قشنگی داشتم. از آن باورهای قشنگ که خدا را رحمان ترین رحیم ها می داند و به سمیع و بصیر بودنش اطمینان کامل دارد. از آن باورهای " ته دل قرص کن " که خداوند را تنها قدرت مطلق کائنات میدانست و ایمان داشت همیشه حق به حقدار میرسد و همیشه ظالمین و شیاطین سزای کارهای نامردانه و بدجنسی هایشان را میبینند ... درست مثل قصه های کودکی ! تا چند سال پیش باورهای مطمئن و قشنگی داشتم، خیلی خیلی قشنگ که از من دزدیده شدند. همیشه یه یگانگی خدا ایمان داشتم و دارم اما مدتهاست فکر میکنم آقای خدا دنیا و آدمهایش...
ادامه مطلب
پست ترین انسان u200fu200eکسی است که u200fu200eخوب بودن کسی را u200fu200eبه حساب زرنگی خود u200fu200eبگذارد. جبران خلیل جبران ...
ادامه مطلب
گم و گور شدم مثل نجوا میان بلواها گم و گور شدم مثل حسی که شعر نشد . __________ راستی کسی سراغی از من نگرفت؟ ...
ادامه مطلب