13

متن مرتبط با «مردم از بس زندگی تکرار شد» در سایت 13 نوشته شده است

روایت تازه از آقای خوب خاطرات دورم:

  • نیلوبلاگ

    آقای خوب خاطرات دورم:در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم....

    ادامه مطلب
  • قصه ى تکرارى هزاران ساله

  • نیلوبلاگ

    اين آدما حتا دوست داشتنشون هم گوشه نداره. مثل يك تراول چك مچاله ى بى گوشه كه مى مونى باهاش چيكار كنى، دوست داشتنشون مچاله ميشه ته قلبت. نه به كار ت مياد، نه به دردت ميخوره، فقط گاهى باهاش منت ميذارن سر ت، گاهى ...u200fپى نوشت: گاهى اين سه نقطه ها حكم سنگر رو دارن، پشتشون قايم ميشى آدما حمله نكنن بهت________________پازل:......

    ادامه مطلب
  • دلى كه گرفته از زمين

  • نیلوبلاگ

    بعد هر چى بيشترنگاه ميكنى، هر چى بيشتر مى گردى، بيشتر مى فهمى از جنسشوننيستى وبيشتر فرو ميرى تو عمق تنهايى ات...

    ادامه مطلب
  • از اینجایی که من هستم چیزی شبیه عشق معلوم نیست حتا، چه برسه به عشق!

  • نیلوبلاگ

    مردمان عجیبی هستیم، نمیدونم بعدها در تاریخ در مورد ما مردمان عجیب چه ها خواهند نوشت، حقیقت یا مثل خیلی از قصه های تاریخ، دروغ های بازسازی شده؟ _ کودکی و جوانیمان رو دزدیدند و هیچ کداممان هیچ نگفتیم، آ...

    ادامه مطلب
  • سرزمینِ من با مردمانی عجیب

  • نیلوبلاگ

    واقعیت اینه؛ وقتی یکی، دونه گندم بکاره اما از ته دلش دعا کنه،وردهای مفاتیح رو بخونه و فوت کنه تو خاکش و نذر کنه ازش درخت پرتقال عمل بیاد،معتقد نیست؛ احمق ـهوقتی یکی، دونه گندم بکاره و هر شب ساعت 11 ...

    ادامه مطلب
  • یک شات از زمین شان/تان!

  • نیلوبلاگ

    خنده رو دوست دارم، نه صدای قهقهه ی از سر مسـ ـتـ ـیِ زنی روی تـ ــخـ ــتِ بولهوسیرو لبخند رو دوست دارم، نه پوزخند پیروزیِ نامردیها و بی شرفیها رو لبخند رو دوست دارم، نه خنده هاى از ته دل اونايى رو كه...

    ادامه مطلب
  • يك خواسته ى كوچك اما دور از دست!

  • نیلوبلاگ

    گاهى آدم دلش كمى تعطيلى مى خواهد بنشيند كنجى، گوشه اى، جايى برود به گذشته هاى دور دور هاى هاى دنبال خودش بگردد امير وجود ...

    ادامه مطلب
  • از یه جایی به بعد ...

  • نیلوبلاگ

    از یه جایی به بعددلتنگی چیزی شبیه جنس های بنجل بساط دست فروشیها به نظر می آیدچیزی که شایدوقتی بچه بودیبرای داشتنش دلت غنج میرفت حالا بدون نیم نگاهی حتا، از کنارشرد میشویو اگر روزی پای بساط دستفر...

    ادامه مطلب
  • ما مردمان عجیب!

  • نیلوبلاگ

    از تفنــگ متنفر میشیم، نه از کسی که به سمت مان نشانه رفته از جهنم متنفر میشیم، نه از انکه راه زندگـــی رو بسته از مرگ متنفر میشیم، نه از آنکه ما رو کُشتـــه ما مردمان عجیبی هستیم ____________...

    ادامه مطلب
  • روزگار غریبی ست نازنین ...

  • نیلوبلاگ

    باهاش آشنا میشی... بعد متوجه میشی داره بهت خیانت میکنه، قلبت مچاله میشه ... سعی میکنی به خاطرش بجنگی... اما هی میبینی آ جنگیدنت نمیاد... صبر میکنی ومتوجه میشی در همان حالی که داشت با اون به تو خیانت میکرد، با تو هم داشت به یکی دیگه خیانت میکرد! میداریش کنار ... و بعد از مدتها میفهمی که اون یک موجود دائم الخیانته و نامش نشاید نهند آدمی! امروز یه چیز جدید فهمیدم و طوری تعجب کردم که هی دست میکشم رو سر م، مطمئن شم شاخ درنیاوردم! ____________________________ پازل : حسابش طی دو سال : شش تا سین داشت سه تا الف سه تا ف دو تا عین سه تا ز یه دونه ب ... با یه نون اضافه این فقط یک قسمت...

    ادامه مطلب
  • عجب بیهوده تکراریست دنیا !

  • نیلوبلاگ

    زندگی رو دوست دارم، واقعیتها رو هم.اما زندگی با واقعیتها خیلی خیلی سخته ! انگار با خیال بافی، با توهم، با دروغهای عاشقانه زندگی قشنگتر و راحت تره واقعیتهای تلخ و گاهی غیرقابل باور رو دیدن و همچنان زندگی رو دوست داشتن، کاریه که از عهده ی هر کسی برنمیاد و من نمیدونم تا کی از پسش برمیام؟! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پازل : کوچ کردم یه جای دیگه ... اما چرا نمیتونم به اونجا عادت کنم ؟ نوشته شده در جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶ساعت 20:36 توسط یک آدم اینجوری...

    ادامه مطلب
  • دیگه توان و تحملم کم شده ...

  • نیلوبلاگ

    از تمام ضمائر خسته ام من -تو - او ما- شما- ایشان دلم فقط کمی خدا میخواد، کاش خداخان زودتر از مرخصی برگرده ...

    ادامه مطلب
  • باید ترسید از آنهایی که به دلتنگی هم رحم نمی کنند ... می دزدندش !

  • نیلوبلاگ

    از یک جایی به بعد آدم دیگر دلتنگی اش را داد نمی زند، دلتنگی اش را با خودش به هر جا نمی برددلتنگی اش را به غریبه ها نه ، به دوستانش هم نشان نمی دهد.جایی دور از چشم پنهانش می کند و گاهی فقط وقتی که تنهاست به سراغش می روددستی به سر و رویِ دلتنگی اشمیکشد، بغلش میکند، شاید با بغض شعری برایش بخواند یا با اشک لالایی ای ...و دوباره آرام پنهانش میکند؛همان گوشه ی دنجِ دور از دیگرانتا دیگر کسی به سرش نزندبرای باجگیری، دلتنگی اش را گروگان بگیرد!...

    ادامه مطلب
  • آقای خدا ، تو رو به حق حسین ات از مرخصی برگرد.

  • نیلوبلاگ

    هیچوقت آدم مذهبی ای نبوده ام ، اما تا چند سال پیش باورهای قلبی و اعتقادات قشنگی داشتم. از آن باورهای قشنگ که خدا را رحمان ترین رحیم ها می داند و به سمیع و بصیر بودنش اطمینان کامل دارد. از آن باورهای " ته دل قرص کن " که خداوند را تنها قدرت مطلق کائنات میدانست و ایمان داشت همیشه حق به حقدار میرسد و همیشه ظالمین و شیاطین سزای کارهای نامردانه و بدجنسی هایشان را میبینند ... درست مثل قصه های کودکی ! تا چند سال پیش باورهای مطمئن و قشنگی داشتم، خیلی خیلی قشنگ که از من دزدیده شدند. همیشه یه یگانگی خدا ایمان داشتم و دارم اما مدتهاست فکر میکنم آقای خدا دنیا و آدمهایش...

    ادامه مطلب
  • قلبش پُـر شده بود !

  • نیلوبلاگ

    دنیای مردها را نه ، ولی دنیای نامرد را خوب می شناسم و زنهایی را هم که مردانه تر از صد مرد پایحرفهایشان، قولهایشان،کارهایشان می مانند. من زنی را می شناسم که قوی و نترس هر روز با دنیای نامردمیجنگد و همچنان پای هرکار و هر حرفشایستاده ... حتا پای اشتباهش! دیروز همان زن ، همان زنِ خیلی قوی که هیچوقت از هیچ چیزی شکایت نمی کند،در جواب غصه هایشلبخند می زند و جملات خوب خوب میگوید،چند بار چشمهایشابری شد و من فقط خودم را به ندیدن زدم تا مبادا با حرفی یا با نگاهی باعث ترکیدن بغضش شوم ... در جمعی که محکم ایستادنش را می دیدند نه چشمهایش را . _____________________ ...

    ادامه مطلب
  • همانا از هیچیم و به هیچ بازمیگردیم!

  • نیلوبلاگ

    گم و گور شدم مثل نجوا میان بلواها گم و گور شدم مثل حسی که شعر نشد . __________ راستی کسی سراغی از من نگرفت؟ ...

    ادامه مطلب
  • فیزیک در زندگی!

  • نیلوبلاگ

    گویا همه چی از قوانین فیزیک پیروی میکنند غم و درد هم مثل انرژی از بین نمی روند بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشوند! ...

    ادامه مطلب
  • از بس تکرار شد ...

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم چه رازی تو ماه مهر هست ؟! امروز 23مهر95 باز هم تکرار شد یک تلنگر محکم، شبیه قبلی ها امروز میتونست جور دیگه ای تموم بشه وقتی به گزینه های دیگه ای که ممکن بود، پیش بیاد فکر میکنم دود از کله ام بلند میشه _____________________ پازل : - خدا خان ؟ چی باید بفهمم و نمیفهمم ؟ کاش یه کم واضحتر بگی - هنوز متحیر و مبهوتم از اتفاق صبح - کف جاده ، بریدگی همت - باکری کی روغن ریخته بود امروز ؟! چششدرآد اگه عمدی بود ... خاک توو سرش اگه سهوی بود ! ...

    ادامه مطلب
  • عجب آشفته بازاری ست، دنیا

  • نیلوبلاگ

    دنیا از وقتی غمگین میشه که میبینی میخواهی، توان انجامش رو داری، اراده ش رو داری، وقتش رو داری،مطمئنی از عهده ی انجامش برمیای، مسئولیت و عواقبش رو قبول میکنی ... اما مجبوری فقط مدارا کنی ! برم گوش جان بسپارم به داریوش: تنها مدارا میکنیم، دنیا عجب جایی شده ________________ پازل : - چند وقته دلم باز هوایی حرم ابوالفضل شده، بی صاحاب دام برا اون گوشه ی حرمت که فقط خودم و خودت میدونیم تنگ شده با وفا عباس - آقای خدا، مرض خود ببخشید فاز خود را از خلقت این دنیای هیچ در هیچ در دو جمله بیان نمایید. 20 نمره هیچکدوم از فلسفه بافیهایی که تا الان شنیدم و خوندم، مورد ق...

    ادامه مطلب
  • گاهی یکی دیگه حرف آدمو قشنگتر از خودش میگه ... مینویسه

  • نیلوبلاگ

    دنیا همین استیک عمر دلخوش آدمهایی می شویم که عشق شان از دور زیباو حرفهایشان ازدور شنیدنیو خودشان هم از دور نزدیک ...حالا فقط کافی ستاین آدمها را کنار خودت ببینیروزی هزار بار میگوییعشق ارزانیِ خودتان ؛ روزهایم را پس بدهید !امیر وجود...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    آقای خدادادی | آقای خدایی | آقای خدادای | آقای خدام حسینی | اقای خدابنده | آقای خداوردی | آقای خدامیان | خداحافظی اقای همساده | خداحافظ آقای بد لباس | خداحافظ آقای چیپس