
مدتهاست احساس تنهایی نمیکنم حتا تو تنهاترین حس و حالم ... اما هر روز بیشتر از روز قبل احساس غریبگی میکنم تو سیاره تون پی نوشت: تو اون سه نقطه نوشتم که چرا مدتهاست دیگه احساس تنهایی نمیکنم اما نوشتنش به چه دردی میخوره؟ پاکش کردم ...
ادامه مطلب
گاهى آدم دلش كمى تعطيلى مى خواهد بنشيند كنجى، گوشه اى، جايى برود به گذشته هاى دور دور هاى هاى دنبال خودش بگردد امير وجود ...
ادامه مطلب
پدرش جا نبـ ـاز ه ، مادرش از این حاج خانم یه لامپی ها که به نظر میاد جز خدمت به شوهرش! هیچ کار دیگه ای بلد نیست. با سهمیه تو یه دانشگاه دولتی درس خونده _ درست نیست فضولی کنیم و بگیم که اگه سهمیه ندا...
ادامه مطلب
آره ، داشتم میگفتم دنیاتون برا من قفس ـهوقتی یکی بیاد پُز میله های قفس رو بده، فقط حماقتش رو ثابت میکنهیا یکی بخواد یه میله ی دیگه ایبه قفسم اضافه کنه فقط حرومزادگیش رو_______________پازل :ترجیح میدم همون سه نقطه یمونه این پازل . . ....
ادامه مطلب
هر حرف، هر ادعا، هر قصد و نیتی بوده، برا خودش بوده . ببین نتیجه چیه و بقیه توضیحات و توجیهات رو فقط کشکیجات حساب بیار. ____________________ پازل: نیتهای خیر ، ادعاهای رفاقت و دوستی ،دعا _ هر نوعش _ ، عشقهای آتشین همه شون با هم فقط تو ردیف اراجیف و حرفهای مفت قرار دارند. نتیجه اش مهمه... فقط نتیجه. نوشته شده در شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ساعت 2:1 توسط یک آدم اینجوری...
ادامه مطلب
زندگی رو دوست دارم، واقعیتها رو هم.اما زندگی با واقعیتها خیلی خیلی سخته ! انگار با خیال بافی، با توهم، با دروغهای عاشقانه زندگی قشنگتر و راحت تره واقعیتهای تلخ و گاهی غیرقابل باور رو دیدن و همچنان زندگی رو دوست داشتن، کاریه که از عهده ی هر کسی برنمیاد و من نمیدونم تا کی از پسش برمیام؟! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پازل : کوچ کردم یه جای دیگه ... اما چرا نمیتونم به اونجا عادت کنم ؟ نوشته شده در جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶ساعت 20:36 توسط یک آدم اینجوری...
ادامه مطلب
زندگی شاید مثل دریا / اقبانوس می مونه!برا یه عده یه سفر بی دردسر و امن و لذت بخشه که دیدن پرواز مرغهای دریایی از رو عرشه ی کشتی براشون تکراری شده و دلزده شون میکنه.برا یه عده ای یک ماجرای پر از تنش و دلهره ، پر از ترس کوسه و نهنگ و دزد دربایی، پر از گرداب و توفان، پر از احساس وارونگی قایق !گاهی توفان وحشتناکی رو پشت سر میگذاره و با تن زخمی و روح داغون زنده می مونه، اما هنوز ساحلی به چشم نمیخوره و برا خودش و قایقش رمق زیادی نموندهگاهی زندگی شبیهروزگار گذراندنروی یک قایق شکسته است، حالا گیرم که هوا خوب است و ابرها زیبایند و خورشید می درخشد!و مسافر اون ق...
ادامه مطلب
بازی نمیکردم نوبت حرکت من که شد ؛ رفتم بازی نکردم ... رفتم حالا نوبت اونه،تا حرکت بعدیش چی باشه،فعلا داره وقت کشی میکنه! _________________ پازل : _ کی بود میگفت دنیا بازی نیست ؟! بازی بود که ... یه بازی مسخره ی ناجوانمردانه بود که ... ماهایی که بازی نمی کردیم، باختیم که ! _ کدام گزینه درست است ؟ الف: شطِ رنج زندگی ب: شطرنجِ زندگی ج: فرقی نداشت،جان کندن از ما بود، بردن از روزگار د: همه ی موارد _ حیدر بابا!دنیا یالان دنیادی. ...
ادامه مطلب
تنها تصویر کدری بودم از تمام خوب بودنها ... _________________ پازل : دلگیر و دلتنگ و دلسرد ، منم !...
ادامه مطلب
دنیا از وقتی غمگین میشه که میبینی میخواهی، توان انجامش رو داری، اراده ش رو داری، وقتش رو داری،مطمئنی از عهده ی انجامش برمیای، مسئولیت و عواقبش رو قبول میکنی ... اما مجبوری فقط مدارا کنی ! برم گوش جان بسپارم به داریوش: تنها مدارا میکنیم، دنیا عجب جایی شده ________________ پازل : - چند وقته دلم باز هوایی حرم ابوالفضل شده، بی صاحاب دام برا اون گوشه ی حرمت که فقط خودم و خودت میدونیم تنگ شده با وفا عباس - آقای خدا، مرض خود ببخشید فاز خود را از خلقت این دنیای هیچ در هیچ در دو جمله بیان نمایید. 20 نمره هیچکدوم از فلسفه بافیهایی که تا الان شنیدم و خوندم، مورد ق...
ادامه مطلب
وقتی همه چی تقلبی،گلخانه ای،فیک و مصنوعی شدهشاید بشه به آدمها حقداد که دوستی ها ودوست داشتنهای واقعی رو باور نکنند !شاید ...البته میگم شاید ؛ چون آدمهای واقعی،حسهای واقعی رو دریافت میکنند.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــپازل :ــ قلب آدمهایواقعی فرکانس حسهای واقعی رو دریافت میکننداگهموجی دریافت نشد یا قلب واقعی نیست؛ یا حســ شهر پر از زامبی ست !...
ادامه مطلب