13

متن مرتبط با «و اما بعد» در سایت 13 نوشته شده است

افشای جزئیات امروز فهمیدم...

  • نیلوبلاگ

    امروز فهمیدم...در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.وقتی یه روزی، یه جایی برای عشق یه کسی مُرده نباید توقع داشته باشم با دوستیِ من زنده بشه و قلبش مثل روز اول بتپه. بعضی کارها حتا از توان عشق هم خارجه چه برسه به دوستی._ [چند جمله‌ی نوشته شده‌ی پاک شده] ...

    ادامه مطلب
  • و اما بعد...؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    و اما بعد...در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.آدما اغلب یادشون میره خیلی چیزا مثل CPRمی مونند. زمان خیلی مهم؛ خیلی قابل توجه مهمه. یه کارایی به موقع باید انجام بشن، یه حرفایی به موقع باید گفته بشن، یه چیزایی باید به وقتش باشند، درست مثل CPR که تو فقط چند دقیقه وقت داری برای برگرداندن درستِ زندگی. که اگه اون کارا رو تو اون تایم پنج دقیقه ای درست و به موقع انجام بدی، احتمال برگشتنِ مریض هست اما اگه تو اون تایم چند دقیقه ای کاری که باید انجام بشه، نشه، که اگه ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای عشق با طعم سوشی!

  • نیلوبلاگ

    عشق با طعم سوشی!در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.عشق هم یکی از اون مقوله هاست که فقط پخته اش ارزش چشیدن داره. خامش یه مزه ی حال بهم زن میده.که وقتی می چشی، همه جونت بوی حماقت میگیره._ که البته به ما چه. لابد عشق هم مثل سوشی یه، به مزاج بعضی آدما خام و فلانش خوش میاد....

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از آقای خوب خاطرات دورم:

  • نیلوبلاگ

    آقای خوب خاطرات دورم:در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم....

    ادامه مطلب
  • شنا بلد بودم ولی ... در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    شنا بلد بودم ولی ...جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.آدم باید عمیق باشه که بخوای شیرجه بزنی تو فکر و روح و احساسش و غرق بشی تو یه حس ناب و خوشی غیرقابل وصف... و اینجا تا چشم کار می کنه کلی جسم دوپای سطحیِ شناور رو آب می بینی که دارند از رو آب موندناشون شوآف و افتخارای الکی می‌سازند!...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات مسیر توفانی

  • نیلوبلاگ

    مسیر توفانی جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.تاریخ آخرین پست اینجا، اسفند ۹۹ بوده و الان که برگشتم دارم به مسیری که از اسفند ۹۹ تا الان(مرداد ۱۴۰۲) طی کردم، فکر می‌کنم. زندگی عجیبه، یه عجیبِ جالب که خیلی وقتا هیچ شباهتی به رؤیاهای آدم نداره، پیش‌بینی‌ها یه جور دیگه، ماجراها جور دیگه و خاطره‌ها شکل دیگه رقم می‌خورن؛ جوری که اگه قبل‌ترها همین ماجراها رو برات تعریف می‌کردند باور نمی‌کردی، می‌ترسیدی، شوکه می‌شدی. فکرشم نمی‌کردی قراره چه واکنش‌هایی مقابل اون ماجراها...

    ادامه مطلب
  • مسیر توفانی

  • نیلوبلاگ

    سلامیه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه. گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ... شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...گاهی با شوقگاهی با خشمگاهی با عشقو گاهی با هیچ !و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری . نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام ...

    ادامه مطلب
  • شنا بلد بودم ولی ...

  • نیلوبلاگ

    سلامیه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون روزم داره.گاهی هر روز میام،می نویسم و گاهی هفته ها نیستم.گاهی مثبت اندیش ترین آدم دنیام و گاهی ناامیدتر از من پیدا نمی شه. گاهی خدا رو کنارم می بینم و گاهی انقدر دورم که هیچ ردی ازش نیست ... شاید این نوشته ها،انعکاس لحظه هاییه که حس شون می کنم ...گاهی با شوقگاهی با خشمگاهی با عشقو گاهی با هیچ !و بین این "گاهی"ها،پرم از روزمرگی های تکراری . نوشته هام صرفاً حس ها،نظرات یا عقاید شخصی من هستن که ارزش علمی و فلسفی نداشته و هیچ اعتباری ، در هیچ کجا ندارن.و یه وقتایی جمله ها و کلمه هایی لابلای نوشته هام ...

    ادامه مطلب
  • عشق با طعم سوشی!

  • نیلوبلاگ

    سلامیه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون رو...

    ادامه مطلب
  • آقای خوب خاطرات دورم:

  • نیلوبلاگ

    سلامیه وقتایی دلم میخواد بنویسم خارج از آداب نویسندگی می نویسم و می دونم که بیشتر نوشته هام معقول و خواننده پسند نیستن،نوع نوشته ها بستگی به حال و هوای اون رو...

    ادامه مطلب
  • و اين بود زندگى؟

  • نیلوبلاگ

    رؤياى من، اسبىبودكه هيچ وقت به ميدان مسابقه نرفتاسبى جوان و دوندهكه به خيشبستندتا گرسنگى آدمها را شخم بزندرؤياى من جاىخوبى به دنيا نيامده بود___________نام شاعر: سيد رسول پيرهموافق عقايد و حرفاش نيستم ولى اين شعر خوبى ست...

    ادامه مطلب
  • ... و اما بعد

  • نیلوبلاگ

    میشه یه نفر زیبا نباشه اما معیارهای زیبایی شناختی درستی داشته باشه میشه یه نفر زیبا باشه اما هیچی از معیارهای زیبایی نفهمه میشه یه نفر به زور زیبا شده باشه(مثلاً) اما نه زیبا شده باشه و نه از زیبایی چیزی بارش باشه ________________ پازل: یه چیزی میخواستم بگم اما پشیمون شدم :| ...

    ادامه مطلب
  • نه عنوان دارد و نه حوصله

  • نیلوبلاگ

    وبلاگمم شده مثل فکرهام... پِر از ثبت موقت شده هایِ بلاتکلیف رها شده...

    ادامه مطلب
  • از اینجایی که من هستم چیزی شبیه عشق معلوم نیست حتا، چه برسه به عشق!

  • نیلوبلاگ

    مردمان عجیبی هستیم، نمیدونم بعدها در تاریخ در مورد ما مردمان عجیب چه ها خواهند نوشت، حقیقت یا مثل خیلی از قصه های تاریخ، دروغ های بازسازی شده؟ _ کودکی و جوانیمان رو دزدیدند و هیچ کداممان هیچ نگفتیم، آ...

    ادامه مطلب
  • کارنت مود:

  • نیلوبلاگ

    میخوام هرچه زودتر تموم بشه،اینـــو میخوام خیلی خسته ام رئیس،خسته از تنها سفر کردن،تنها مثل یه چلچله زیر بارون خسته ام از این که هیچوقت رفیقی نداشتم که پهلوم بشینه و ازم بپرسه از کجا اومدم و کجا میرم ی...

    ادامه مطلب
  • به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    از بی اهمیت ترین پیگیری ها تا بزرگترین مشغله هاشون تا جایی که در توانم بوده، سعی کردم کنارشون باشم و سرشون هیچ منتی نیستامروز هر سه رفتیم یه یه مرکز درمانی، ترجیح دادم اول کار اونا انجام بشه، که خیا...

    ادامه مطلب
  • يك خواسته ى كوچك اما دور از دست!

  • نیلوبلاگ

    گاهى آدم دلش كمى تعطيلى مى خواهد بنشيند كنجى، گوشه اى، جايى برود به گذشته هاى دور دور هاى هاى دنبال خودش بگردد امير وجود ...

    ادامه مطلب
  • و خداوند عادل است !

  • نیلوبلاگ

    پدرش جا نبـ ـاز ه ، مادرش از این حاج خانم یه لامپی ها که به نظر میاد جز خدمت به شوهرش! هیچ کار دیگه ای بلد نیست. با سهمیه تو یه دانشگاه دولتی درس خونده _ درست نیست فضولی کنیم و بگیم که اگه سهمیه ندا...

    ادامه مطلب
  • و آدمی همان قسمتی ست که دیده نمیشود!

  • نیلوبلاگ

    آدمها گاهی قسمتی از خودشان یا تمامشان را با نقاب یا ماسکی میپوشانند، گاهی از سر ترس، گاهی برای فریبکاری، گاهی برای قوی نشان دادن خودشان هر کدام از ما آدمها خواسته یا ناخواسته گاهی از این نقاب و ماس...

    ادامه مطلب
  • از یه جایی به بعد ...

  • نیلوبلاگ

    از یه جایی به بعددلتنگی چیزی شبیه جنس های بنجل بساط دست فروشیها به نظر می آیدچیزی که شایدوقتی بچه بودیبرای داشتنش دلت غنج میرفت حالا بدون نیم نگاهی حتا، از کنارشرد میشویو اگر روزی پای بساط دستفر...

    ادامه مطلب