
چيز زيادى يادم نيست، جز اينكه ديدم كسى داوطلب نشد گفتم من ميرم!يادمه يكى دو نفر بهم اخطار دادند و من فقط نگاشون كردميادمه يه نفر داشت در مورد يه چيزى توضيح ميداد اما هيچى از حرفاش يادم نمياد ،فقط يادمه رو يكشنبه بودن زمان فرودم تأكيد داشتم!خواب و رؤيا نبود، نميدونم خاطره است يا چى؟!گاهىبه اين نميدونم چى فكر ميكنم... اما چیز زیادی یادم نمیاد.___________________پازل :_ براى چى اومدم اينجا؟ ق...
ادامه مطلب
چيز زيادى يادم نيست، جز اينكه ديدم كسى داوطلب نشد گفتم من ميرم! يادمه يكى دو نفر بهم اخطار دادند و من فقط نگاشون كردم يادمه يه نفر داشت در مورد يه چيزى توضيح ميداد اما هيچى از حرفاش يادم نمياد ،فقط يادمه رو يكشنبه بودن زمان فرودم تأكيد داشتم! خواب و رؤيا نبود، نميدونم خاطره است يا چى؟!گاهىبه اين نميدونم چى فكر ميكنم... اما چیز زیادی یادم نمیاد. ___________________ پازل : _ براى چى اومدم اينجا؟ قرار بوده چيكار كنم ؟ اونا در مورد چى بهم اخطار دادند؟ كاش يادم بياد. _ شمایی که اینو خووندی فکر میکنی دیوانه ام؟ خب حق داری. نوشته شده در شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:52 توسط یک...
ادامه مطلب