... و اما بعد
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 16:38
میشه یه نفر زیبا نباشه اما معیارهای زیبایی شناختی درستی داشته باشه میشه یه نفر زیبا باشه اما هیچی از معیارهای زیبایی نفهمه میشه یه نفر به زور زیبا شده باشه(مثلاً) اما نه زیبا شده باشه و نه از زیبایی چیزی بارش باشه ________________ پازل: یه چیزی میخواستم بگم اما پشیمون شدم :|
نه عنوان دارد و نه حوصله
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 16:38
وبلاگمم شده مثل فکرهام ... پِر از ثبت موقت شده هایِ بلاتکلیف رها شده
اینجا، شبیه دنیای من نیست
-
تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 16:38
مدتهاست احساس تنهایی نمیکنم حتا تو تنهاترین حس و حالم ... اما هر روز بیشتر از روز قبل احساس غریبگی میکنم تو سیاره تون پی نوشت: تو اون سه نقطه نوشتم که چرا مدتهاست دیگه احساس تنهایی نمیکنم اما نوشتنش به چه دردی میخوره؟ پاکش کردم
از اینجایی که من هستم چیزی شبیه عشق معلوم نیست حتا، چه برسه به عشق!
-
تاریخ: 1397/10/16 ساعت: 8:17
مردمان عجیبی هستیم، نمیدونم بعدها در تاریخ در مورد ما مردمان عجیب چه ها خواهند نوشت، حقیقت یا مثل خیلی از قصه های تاریخ، دروغ های بازسازی شده؟ _ کودکی و جوانیمان رو دزدیدند و هیچ کداممان هیچ نگفتیم، آ
سرزمینِ من با مردمانی عجیب
-
تاریخ: 1397/10/16 ساعت: 8:17
واقعیت اینه؛ وقتی یکی، دونه گندم بکاره اما از ته دلش دعا کنه،وردهای مفاتیح رو بخونه و فوت کنه تو خاکش و نذر کنه ازش درخت پرتقال عمل بیاد،معتقد نیست؛ احمق ـهوقتی یکی، دونه گندم بکاره و هر شب ساعت 11
کارنت مود:
-
تاریخ: 1397/10/16 ساعت: 8:17
میخوام هرچه زودتر تموم بشه،اینـــو میخوام خیلی خسته ام رئیس،خسته از تنها سفر کردن،تنها مثل یه چلچله زیر بارون خسته ام از این که هیچوقت رفیقی نداشتم که پهلوم بشینه و ازم بپرسه از کجا اومدم و کجا میرم ی
یک شات از زمین شان/تان!
-
تاریخ: 1397/10/16 ساعت: 8:17
خنده رو دوست دارم، نه صدای قهقهه ی از سر مسـ ـتـ ـیِ زنی روی تـ ــخـ ــتِ بولهوسی رو لبخند رو دوست دارم، نه پوزخند پیروزیِ نامردیها و بی شرفیها رو لبخند رو دوست دارم، نه خنده هاى از ته دل اونايى رو كه
به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی
-
تاریخ: 1397/10/16 ساعت: 8:17
از بی اهمیت ترین پیگیری ها تا بزرگترین مشغله هاشون تا جایی که در توانم بوده، سعی کردم کنارشون باشم و سرشون هیچ منتی نیست امروز هر سه رفتیم یه یه مرکز درمانی، ترجیح دادم اول کار اونا انجام بشه، که خیا
يك خواسته ى كوچك اما دور از دست!
-
تاریخ: 1397/10/16 ساعت: 8:17
گاهى آدم دلش كمى تعطيلى مى خواهد بنشيند كنجى، گوشه اى، جايى برود به گذشته هاى دور دور هاى هاى دنبال خودش بگردد امير وجود
نفس!
-
تاریخ: 1397/10/16 ساعت: 8:17
بهم گفت: مثل نفس كشيدن مى مونى، وقتى نيستى آدم تازه متوجه نبودنت ميشه فقط نگاش کردم با اینکه حرف جالب و دلخوشکنکی شاید به نظر برسه اما خب! وقتی هستم کارهام، دوست داشتنهام و کلاً بودنم انقدر عادی یه، حالا گیرم نبودنم براشون سخت ـه، گیرم به نظرشون مثل نفس می مونم هه! به چه کاری میاد؟ بهم گفت: مثل نفس ...
و خداوند عادل است !
-
تاریخ: 1397/5/9 ساعت: 23:23
پدرش جا نبـ ـاز ه ، مادرش از این حاج خانم یه لامپی ها که به نظر میاد جز خدمت به شوهرش! هیچ کار دیگه ای بلد نیست. با سهمیه تو یه دانشگاه دولتی درس خونده _ درست نیست فضولی کنیم و بگیم که اگه سهمیه ندا
و آدمی همان قسمتی ست که دیده نمیشود!
-
تاریخ: 1397/5/9 ساعت: 23:23
آدمها گاهی قسمتی از خودشان یا تمامشان را با نقاب یا ماسکی میپوشانند، گاهی از سر ترس، گاهی برای فریبکاری، گاهی برای قوی نشان دادن خودشان هر کدام از ما آدمها خواسته یا ناخواسته گاهی از این نقاب و ماس
همیشه یه پای قصه میلنگه
-
تاریخ: 1397/5/9 ساعت: 23:23
کسی چه میداند زنی که توی تاکسی اشک هایش را با پشت دستش پاک میکند و دست راننده که دستمال بهش میدهد را رد میکند غمگین تر است؟ یا زنی که حتی پیازهای تکه تکه شده هم اشک هایش را در نمیاورد؟ کسی چه میدا
از یه جایی به بعد ...
-
تاریخ: 1397/5/9 ساعت: 23:23
از یه جایی به بعد دلتنگی چیزی شبیه جنس های بنجل بساط دست فروشیها به نظر می آیدچیزی که شاید وقتی بچه بودی برای داشتنش دلت غنج میرفت حالا بدون نیم نگاهی حتا، از کنارش رد میشوی و اگر روزی پای بساط دستفر
ما مردمان عجیب!
-
تاریخ: 1397/5/9 ساعت: 23:23
از تفنــگ متنفر میشیم، نه از کسی که به سمت مان نشانه رفته از جهنم متنفر میشیم، نه از انکه راه زندگـــی رو بسته از مرگ متنفر میشیم، نه از آنکه ما رو کُشتـــه ما مردمان عجیبی هستیم ____________
دنیاتون برا من قفس ـه
-
تاریخ: 1397/5/9 ساعت: 23:23
آره ، داشتم میگفتم دنیاتون برا من قفس ـه وقتی یکی بیاد پُز میله های قفس رو بده، فقط حماقتش رو ثابت میکنه یا یکی بخواد یه میله ی دیگه ای به قفسم اضافه کنه فقط حرومزادگیش رو _______________ پازل : ترجیح میدم همون سه نقطه یمونه این پازل . . .
تو میدانی؟
-
تاریخ: 1397/5/9 ساعت: 23:23
کسی چه میداند چه دروغها گفته ایم حتا وقت هایی که صادق بوده ایم، حتا وقت هایی که صادقانه، رو راست بوده ایم کسی چه میداند؟
هه!
-
تاریخ: 1397/5/9 ساعت: 23:23
ديروز ٤ اسفند، امروز ٥ اسفند آن دو بزرگمرد رفتند و ما مانديم و يك كشور ويران غارت شده و خيل عظيمى از دوپايانِ جوزده ى ناسپاسِ بى لياقتِ دهن بينِ دروغ پسندِ فراموشكار _____________ پازل: اغلب گفتنِ واقعيت به نظر دروغ پسندها توهين آميز مياد!
حسى كه هيچوقت اشتباه نميكند!
-
تاریخ: 1397/2/31 ساعت: 14:21
هميشه برام عجيب بود كه چرا نسبت به مژ گا ن عبا سلو انقدر حس بد 
دوست چرتکه چی ها!
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 16:03
توو دنیایی که مهربانیِ خداش هم مطلق نیست پس لطفاً قدر مطلق تعیین نکنید! با تشکر نوشته شده در چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:40 توسط یک آدم اینجوری